بايد ترجمهٴ دو مجموعهٴ فلسفي را از عربي به سرياني بدينها افزود:
7) ابنسينا: كتاب الاشارات و التنبيهات.
8) مفضل ابهري (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم): زبدةالاٴسرار.
6. الهيات ــ مهمترين تأليفش دراين زمينه خزانةالاٴسرار است، كه تفسيري بر عهد عتيق و عهد جديد است، براساس پشيطّـا و ساير آثار عبري، يوناني، و غيره. ساير آثار ديني او عبارت است از:
منارالقدس دربارهٴ دوازده ركني كه كليسا بر آنها بنا شده است: 1) علم بهطور اعم؛ 2) ماهيت گيتي؛ 3) الهيات؛ 4) تجسم خدا به صورت انسان؛ 5) فرشتهشناسي؛ 6) عبادت؛ 7) ارواح پليد؛
8) روح؛ 9) اختيار، آزادي، تقدير؛ 10) قيامت؛ 11) پايان جهان، داوري واپسين؛ 12) بهشت.
كتاب الشعاعات شبيه قبلي، در ده باب به عربي ترجمه شده است.
كتاب اُتيكا، دربارهٴ اخلاق وتقوي، كه در 1279، در مراغه تأليف، و دوبار به عربي ترجمه شده، در چهار باب است: 1) تمرينات روحاني و جسماني، عبادت، مطالعه، تمرينات بدني، شبزندهداري؛ 2) پرهيزهاي جسماني؛ 3) تصفيهٴ روح؛ 4) تزكيهٴ روح.
كتاب الحما (كتاب كبوتر) در باب تقوي، ولي به اختصار: 1) تربيت جسم براي زندگي پارسايانه؛ 2) تربيت روح؛ 3) آرامش روحاني؛ 4) ملاحظات حسب حالي. آن هم به عربي ترجمه شده است.
كتاب الهداية. راهنماي ديني براي كليساي يعقوبي. به عربي ترجمه شده است.
7. ساير آثار ــ از ساير آثار كافي است اشارهاي شود به منظومههاي فلسفي، رسالهاي در خوابگزاري، و مجموعهاي از حكايتهاي فكاهي. كتاب آخري به عربي ترجمه شده است (روح آن بيشتر عربي است تا سرياني) به نام كتاب
دفع الهم.
8) نقد كلي ( ¿ كتابنامه)
عبد يشوع باربريخا1
متكلم و اديب نسطوري كه به سرياني، و گاه به عربي مينوشت. اسقف سنجار (در غرب موصل) در 1284 ـ 1285، و پيش از 1290 ـ1291، مطران نصيبين و ارمنيه، در 1318 از دنيا رفت.
عبد يشوع در ميان سريانيان نسطوري همان مقامي را داشت، كه ابوالفرج در ميان يعقوبيان، منتها در مقياسي كوچكتر، و هر كدام آخرين نويسندهٴ بزرگ امت خويش بودند. او تفسيري بر
1.Abhd - Isho' bar Berikha, Mar 'Abd Yeshua, Ebediesus Sobiensis.